داستان عاطاکالا

من عاطا هستم. یه مامان رنگی! 🙂

همیشه دوست دارم هرچی که خودم دوستش دارم رو ترویج بدم! مدلمه دیگه!
مثلاً اگه یه کتاب خوب داشته باشم، دلم میخواد به همه معرفیش کنم. یا اگه یه لباس خوب از جایی خریده باشم، به صورت خودکار آدرس مغازه رو برای خیلی‌ها می‌فرستم! خلاصه از بچگی همین بودم همیشه. حالا این روحیه رو داشته باشین تا بگم بقیه‌اش رو.

بعد از ازدواج، دیدم دلم راه انداختن یه کار خونگی می خواد. اول حدود یکسال کیف‌های پارچه‌ای دوختم. کار خوبی بود، دوستش داشتم. ولی خیلی توش دووم نیاوردم!

بعد، یه مدت با خواهرم با عشق و ذوق و علاقه، زدیم تو خط تولید دفترچه یادداشت و ساک‌های پارچه‌ی که روشون نقاشی‌های خواهرم بود . اون موقع هنوز این ساک‌های پارچه‌ای‌ مد نشده بودا! من تقریبا مطمئنم جزو اولین کسایی بودیم که ساک‌های پارچه‌ای تولید کردیم با شعار یک کیسۀ پلاستیکی کمتر! اونم با چه شمایل جذابی. نقاشی دستی و.... یادش به خیر. اما اون کارم نتونستیم ادامه بدیم .

بعد از مدتی فهمیدم به قلاب‌بافی علاقه دارم. کم‌کم تمرین کردم و یاد گرفتم و بعد با دوستم یه پیج عروسک‌بافی راه انداختیم. می‌تونید عروسک‌ها رو توی پیچ اینستاگرام تمشک ببینید. در کنارش با یکی دو نفر دیگه از دوست‌هام ، دستبند و گیرۀ روسری درست می‌کردیم و مسئولیت فروششون با من بود. این دوتا کارمون خیلی خوب پیش می‌رفت...

داستان عاطاکالا

ایدۀ عاطاکالا اینطوری جرقه زد!

یه روز از روزهای آذر 98 که برای خرید وسایل کارمون رفته بودم بازار، چندتا دونه دفترچه و چندتا کلیپس و گلسر و از اینجور چیزا هم کنارشون خریدم . اون موقع ها عادت داشتم برای چندتا از دوستام که می دونستم سلیقه ام بهشون می خوره، عکس خریدامو می فرستادم و می‌پرسیدم می‌خواین ؟ معمولاً هم می‌خواستن. :)) 

خب می دونستم به خاطر شرایط بچه‌داری و اینا سخت می‌رن خرید. تقریباً با سلیقه‌هاشونم آشنا بودم، این بود که معمولاً هر چیزی می‌گرفتم رو زود می‌فروختم. یه روز خیلی اتفاقی گفتم بذار یدونه کانال بزنم ، همشونو عضو کنم، که دیگه نخوام برای کسی تک تک عکس بفرستم. یه کانال زدم و چند نفری دوست و آشنا رو توش عضو کردم. یه توضیح کوتاه نوشتم و جمعاً ده بیست تا محصول گذاشتم توش. بعد یهو دیدم چه استقبالی شد!:)) همه چی رو فروختم، به چند نفرم قول دادم که دوباره چیزایی که میخوان رو بیارم.

کسایی که توی کانال من بودن ،دوست و آشنا و فامیل بودن. قطعاً حمایت اول کارشون و اینکه شاید به جای خرید از مغازه‌های بغل خونه‌هاشون ، به هر دلیلی از من خرید کردن ، برای من هم خیلی ارزشمند بود هم انگیزه‌ای شد برای ادامۀ راهم . اینکه تند تند دوستانشون رو توی گروه عضو می‌کردن و از من لینک می‌خواستن، بهم حس خیلی خوبی می داد. من واقعاً قصد نداشتم فروشنده بشم اما حس خوب دیدن رضایت آدما و حس اینکه تو این جایگاه هم می‌شه خیلی مفید بود، ترغیبم کرد که این کار رو کم‌کم ادامه بدم. با کمترین سود کارم رو شروع کردم و واقعاً بیشترین چیزی که بهم انگیزه می‌داد، خوشحالی اطرافیانم بود . خوشحالی کسایی که بهم پیام می‌دادن و ازم تشکر می‌کردن از این که محصولات خوب و باکیفیت رو با قیمت عالی براشون پیدا می‌کنم و کارشون رو راحت کردم و کلی تنوع به خریداشون دادم. به خصوص که اوایل کرونا هم بود و دیگه همه یادشونه که اون اوایل اوضاع چه جوری بود .

عاطاکالا بزرگ‌ می‌شود...

همین انگیزه‌های کوچیک کوچیک، کم‌کم شد یه انگیزه و نیروی بزرگ. یه هدف. من با همون دیدگاه و علاقۀ همیشگیم ، از بعضی چیزهایی که خودم دوست داشتم‌، مورد استفاده‌ام بود و یا نیاز داشتم‌، چندتایی اضافه می‌گرفتم برای فروش. این کار برای من که همیشه دلم می‌خواست خوشحالی‌هامو این شکلی ترویج بدم‌، خیلی خیلی جواب بود! کم‌کم متوجه شدم که با این کار روحم داره آروم می‌گیره . هی می‌خریدم با عشق، می‌فروختم با عشق، و ته دلم ذوق می‌کردم از اینکه چیزی که خوشحالی من رو برانگیخته، برای کس دیگه‌ای هم مفید و خوشحال‌کننده بوده. کم‌کم عاطاکالا رو آوردم توی اینستاگرام و براش وقت بیشتری گذاشتم. این شد که فروشگاه ذوق فروشی عاطاکالا رسماً کارش رو شروع کرد.

قضیه جدی‌تر شد و افراد بیشتری پیج رو دیدن . لطف و محبت کسانی که منو نمی شناختن ، و اعتماد و اطمینانشون بهم‌، برام انگیزه‌ای دوچندان شد و تلاشم رو برای روی پا نگه داشتن عاطاکالا، بیشتر و بیشتر کرد.

کسب‌وکار خانگی-خانوادگی!

از اینجا به بعد، حضور پررنگ مامان و بابا و مرضیه (خواهرم) که هر کدوم به صورت پیشفرض یه گوشه‌ی کار رو گرفتن ،کمک کرد که با جدی‌تر شدن قضیه کم نیارم ! قطعاً من با دوتا پسر کوچولوی شیطون، نمی تونستم تنهایی کار رو دست بگیرم .
خورد خورد همون چندتا محصول عاطاکالا ، رفت خونه مامانم و نشست تو یکی از قفسه های اتاقش. من دیگه فقط شدم مسئول خرید و ارائه محصول و فروش، بقیه زحمتا همه با مامان! تحویل گرفتن خریدها ، بسته بندی سفارش‌ها و اآماده کردنشون برای پست، به عهده گرفتن کامل مسئولیت بچه‌ها روزهایی که من خونه‌شون بودم و مشغول تولید محتوا، و خیلی کارهای دیگه که هرچی قضیه جدی‌تر شد، بر تعدادشون افزوده شد! 🙂

بردن بسته ها به پست اونم تو روزای اول کرونا که ادما حتی از رد شدن از کنار هم می‌ترسیدن رو هم کم‌کم بابا به عهده گرفت. مرضیه‌ام که همیشه از فعالان پشت صحنه و اتاق فکره برای من! :))

خلاصه سرتونو درد نیارم. به خودمون اومدیم دیدیم دستی‌دستی یه کار خونگی خانوادگی درست کردیم برای خودمون!

ذوق فروشی یا فروشگاه؟

اون اوایل تعداد محصولات کم بود چون بودجه و سرمایه‌ی خاصی نداشتم. اما کیفیت برام مهم‌ترین مسأله بود و هست. دوست داشتم اگه دوتا مشتری هم دارم ، همون‌ها از خریدشون کاملاً راضی باشن. در نتیجه هیچ‌وقت عامدانه و به بهانه‌ی فروش بیشتر، جنس بی‌کیفیت و ارزون‌تر نفروختم. هیچ وقت از همون اول ، کیفیت رو فدای کمیت نکردم. اگر هم یه وقت به اشتباه محصول با کیفیت پایین‌تری وارد محصولاتم شد، تمام عیب و ایراداتش رو صادقانه به مشتری‌هام توضیح دادم و با پایین‌ترین مبلغی که می‌شد، حتی به قیمت خرید، تقدیمشون کردم. همین عامل باعث اعتماد بیشتر مشتری‌ها به من شد و با همین خرید و فروش‌های کوچیک ، صفحۀ اینستاگرام عاطاکالا پا گرفت ،
البته همۀ این‌ها، لطف و مرحمت خدای مهربونم بود.

عاطاکالا بزرگ‌تر شد، تا اینکه یه روز ، یه دوست خلاق و مهربون و همیشه حامی ، بعد از خریدش ازم توی استوریش نوشت :
"من می‌گم اینجا ذوق فروشی عطاکالا ست. چون صاحبش همه محصولاتش رو با ذوق می‌خره ، با ذوق می‌فروشه ، و با خرید و خوشحالی شما هم پابه‌پاتون ذوق می‌کنه !"

آخ که این تعبیر به دلم نشستا ...!

از اون روز اسم فروشگاه کوچیکم رو با کلی عشق و ذوق گذاشتم: "ذوق فروشی عاطاکالا"، جایی که هم توی خریدار توش خوشحالی و از خریدت ذوق داری، هم من فروشنده به خاطر ذوق و خوشحالی تو پابه‌پات ذوق می‌کنم .

تولد عاطاباکس

بعد، کم‌کم "عاطاباکس" متولد شد. عاطاباکس اومد تا ذوق رو کادوپیچ کنه، بفرسته همه‌جا! اومد تا این پیام رو بفرسته برای خیلی‌ها :

"دوستت دارم، برام ارزشمندی، برام مهمی و فکر اینکه با دیدن هدیه‌ات چقدر خوشحال می شی و ذوق می‌کنی تو دلم قند آب می‌کنه ! "

عاطاباکس اومد تا هدیه دادن رو راحت‌تر و جذاب‌تر کنه و دل‌ها رو به هم نزدیک‌تر .
حالا آدم‌های باذوق و دوست‌داشتنی، محصولاتی که دوست دارن هدیه بدن رو انتخاب می‌کنن ، با هم ست می‌کنن ، عاطاباکسش می‌کنن، یه یادداشت کوتاه براش می‌نویسن ، و انتخاب می‌کنن که دوست دارن این جعبه‌ی مهربون چه آهنگی رو برای گیرنده‌ی هدیه پخش کنه ، و با ذوق می‌فرستنش براش . یعنی ما می‌فرستیم! 🙂

اینجوری، ذوق من تو ذوق هدیه‌دهنده ضرب میشه، تکثیر میشه، و می‌ره و می‌ره تا صاف بشینه تو قلب اون خوشبختی که قراره عاطاباکس برسه دستش و وقت بازکردنش، از ذوق اینکه کسی دوستش داره و برای خوشحالیش قدمی برداشته ، قلبش بتپه !

تشکرنامه

ذوق فروشی عاطاکالا، وجود و پیشرفتش رو مدیون خیلی هاست. مادرم، پدرم، خواهرم، همسرم که همیشه حامی و مشوقمه، و دو تا پسرام که کوچولوان اما بزرگوارانه باهام همکاری کردن، و دوستانم که حمایت‌هاشون به خصوص تو شروع کارم رو هیچ وقت فراموش نمی‌کنم، و مشتری‌های مهربونم که اول با اعتماد و خریدشون، بعد با بازخوردهای مفید و انگیزه‌بخش و سازنده‌شون ، و بعد با معرفی عاطاکالا به دیگران بهم کمک کردن، و همه‌ی اونایی که برای من دعای خیر کردن . اونایی که از ته دلشون گفتن خدا به کسب و کارت برکت بده.

من از همه ی شما ممنونم . از همه ی شمایی که کمکم کردین کاری رو انجام بدم که دوسش دارم و ازش حس خیلی خوبی میگیرم .

این بود داستان عاطاکالا 🙂

هدف من دیدن ذوق و خوشحالیتونه و هیچ چیز به اندازه‌ی این خوشحالم نمی‌کنه. عاطاکالا برای من راهیه برای خدمت به مردم سرزمینم، به کسانی که دوستشون دارم. و چقدر خوشحالم که به واسطه ی کارم، روزانه با خیلی ها از شهرهای مختلف ایران که شاید قبلا حتی اسم بعضی هاشون رو نشنیده بودم، صحبت کردم و حالا صدها دوست مجازی از سراسر ایران دارم .

ضمناً اینم بگم که کارهای دستبافت توی سایت ، همه کار خودمونه و اون کسب و کار تولیدی ما هم به قوت خودش باقیه.

در آخر، خیلی ممنونم که داستان عاطاکالا رو خوندین و ممنون که باز هم دعاهای قشنگتون رو بدرقه راهم می‌کنید.
امیدوارم کیفیت محصولات و خدمات عاطاکالا، جبران اعتماد و محبت و حمایت‌های همیشگی شما عزیزان باشه.
ارادتمند شما، عاطا

12 دیدگاه در “داستان عاطاکالا

  1. ناشناس گفت:

    ممنون از گفتن داستان عاطاکالا
    ایده ذوق فروشی خیلی جذاب و دلچسبه😊ان شا الله که پر رزق و روزی باشه کارتون😇

    1. عسل خرسندیان گفت:

      یکی از محصولاتی که پایه ثابت خریدهای من هست روسری های‌ عاطاکالاست، از نوروز ۱۴۰۰ که ازت روسری آفتاب گردونی رو ساعت ۱۰ شب خریدم تا الان از بیرون یه روسری هم نخریدم و دلم میخواد فقط عاطاکالا روسری بخرم
      دوست دارم رفیقم
      دوست

    2. عاطا گفت:

      ممنونم از دعاي قشنگ شما عزيزم 😍❤️

  2. سمانه گفت:

    چه داستان قشنگی با خواندنش چشام قلبی شد و کلی ذوق کردم خانم ذوق فروش عزیز
    کسب و کارت پر رونق و خوش ذوق

  3. ناشناس گفت:

    چقدر دلنشین بدرخشی مادر سرزمینم

  4. زینب حنیفه گفت:

    چقدر خوشحالم که از قبل از تاسیس عاطاکالا، عاطاکالایی بودم و همیشه کلی خرید خوب ازت داشتم❤

  5. فاطمه عبدالحسینی گفت:

    چقده داستان این مسیری که طی کردی قشنگی بود 🥺 اینکه تو یه رفیق مهربون و دلسوزی که حتی توی خرید کردن و تکثیر ذوق و مهربونی هم مارو همیشه شریک‌میکنی از جمله خصوصیات خوبته😁 . ذوق فروشی دوست داشتنی من روزبه روز موفقتر بشی 💜

  6. فاطمه ساداتی گفت:

    الان می‌فهمم چرا دونه به دونه خرید‌هایی که از عاطاکالا داشتم، انقدررررر واسم دوست‌داشتنی و دلنشین‌ بودن و هستن..! میگن “هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند”، ذوق و زحمت ارزشمند خانوادگی‌تون دقیقا مصداق همینه😇🌸 ان‌شاءﷲ که همیشه پر روزی باشه براتون

    1. رکسانا گفت:

      وای که من با خوندن خط به خط موفقیتات رفیق قشنگم
      اشک شوق ریختم🥺
      و معتقدم
      ذوق و شوقت تو خرید و فروش محصولات با کیفیتت
      و قلب مهربونته که باعث گسترش عاطاکالا شده😍🥺
      تو خوش قلب ترین و با ذوق ترین فروشنده ای که تو تمام عمرم دیدم 🤗🤩
      ایشالله عاطاکالا بزرگ تر بشه
      و من از موفقیت های هر روزت بیشتر ذوق کنم 😍🤗

  7. ناشناس گفت:

    سلاممم
    حالا فهمیدم که با این که تاحالا یکی دوبار ببشتر ازتون خرید نکردم و کلا هیچ پیج فروشگاهی رو تو اینستا نمیتونم بیشتر از دو سه هفته فالو داشته باشم چرا انقد پیجتو دوس دارم
    شاید دلیلش اون وجه اشتراک روحیه ایه ک منم دوس دارم تا ی چیزی بنظرم خوب بود همه جا رو ازش پرر کنم😍❤️
    ایشالا روز ب روز موفق تر شی❤️❤️❤️

    1. ترابی گفت:

      خدایی تنها پیجی که به دلم‌نشست.و جالبه الان که تو اینستا خیلی محدود پیج دارم.عاطا جانم تورو همچنان دارم.

  8. زهرااحدپور گفت:

    منم روسری ها وماگ هایی که ازقبل عید خریداری کردم واقعا ازشون راضی بودم وهستم کلا درحال استفاده ازشون هستم ممنونم برای فروشگاه قشنگی که راه انداختین خوش ذوق ترین،که من هرخریدی کردم ازتون شما بیشتر ذوق کردین خوشحالم از اینکه باهاتون آشنا شدم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اینستاگراممون رو دیدی؟ حتماً بهمون سر بزن!

سبد خرید

ورود

هنوز حساب کاربری ندارید؟

برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.
فروشگاه
0 علاقه مندی
0 محصول سبد خرید
حساب کاربری من